ضرورت تبدیل موضوع دفاع رژیم صهیونیستی از ایران به عنوان بزرگترین مشکل صهیونیست ها  

این روز ها شاهد نوعی هرج و مرج و بحران شدیدی در میان مقامات  رژیم صهیونیستی در قبال مواجهه با جمهوری اسلامی ایران هستیم. داستان از آنجا شروع شد که چند هفته پیش بود که "مئیر داگان" رئیس سابق موساد در مقام دفاع از ایران گفته بود حمله به ایران احمقانه ترین چیزی است که من تاکنون شنیده ام.همچنین از طرف دیگر، "یوال دیسکین رئیس سابق سازمان جاسوسی - شین بت - رژیم صهیونیستی، شرایص را بحرانی تر کرد و در سخنانی شدیدالحن  توانایی های "ایهود باراک" وزیر دفاع و بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی را کاملا زیر سوال برد.اما کار به اعتراف رؤسای پیشین سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی به بی کفایتی نتانیاهو ختم نشد چراکه مقامات نظامی تل آویو هم به عدم کفایت نخست وزیر رژیم صهیونیستی زبان اعتراف گشودند.در همین راستا "بنی گانتز" فرمانده ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی در مصاحبه با روزنامه هاآرتص ضمن زیر سوال بردن سخنان مقام های صهیونیستی به عاقلانه بودن سخنان رهبران جمهوری اسلامی اشاره کرد.از سوی دیگر "شلی یاخیموویچ" رئیس حزب کارگر رژیم صهیونیستی شنبه  گذشته نخست وزیر بنیامین نتانیاهو را به دلیل "نشان دادن و معرفی ایران اتمی به عنوان بزرگترین تهدید علیه موجودیت صهیونیست ها" سرزنش کرد‫.این اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی بیانگر این حقیقت فرخنده است که کاملا روشن است  احزاب سیاسی رژیم صهیونیستی در حال حاضر برای رسیدن به قدرت سیاسی به رقابت شدیدی با یکدیگر پرداخته اند و به این امر واقف هستند که حملات مکرر به بنیامین نتانیاهو یگانه راهی است که از طریق آن می توانند شانس گزینه ها و نامزدهایشان را در انتخابات آینده پارلمان صهیونیستی افزایش دهند.این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران می تواند از فرصت طلایی پیش روی بهترین بهره برداری را نماید و با فشار هرچه بیشتر بر طبل جنگ طلبانه بنیامین نتانیاهو سبب افزایش انتقاد ها و مطرح شدن بحث دفاع مقامات رژیم صهیونیستی از ایران را فراهم سازد کما اینکه در حال حاضر این موضوع تبدیل به بزرگترین مشکل صهیونیست ها شده است.‬

محسن خبازان


نقطه های تعیین کننده در مذاکرات هسته ای  

دور اولمذاکرات هسته ای ایران با گروه 1+5 در اسلامبول ترکیه (شنبه ۲۶ فروردين ۱۳۹۱) مشخص کرد که وضعیت راهبردی ایران در زمینه هسته ای با آمریکا کاملا در حال دگرگونی است.حال در آستانه مذاکرات دور دوم در بغداد(چهارشنبه 3 خرداد 1391) پرسش کلیدی برای دستگاه دیپلماسی کشورمان باید این باشد که آیا از نظر کاخ سفید به عنوان بازیگر اصلی تئاتر گروه 1+5  در قبال ایران استراتژی جدیدی اتخاذ شده است یا خیر؟ ویا به تعبیری دیگر آیا کاخ سفید محاسبات اساسی خود در قبال ایران را به نسبت مذاکرات اخیر اسلامبول  عوض کرده است یا خیر؟ از سوی دیگر حتما واشنگتن هم در حال حاضر دنبال جوابی برای این قبیل سوال ها است. در ماه های گذشته شخص باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده، انرژی وسیعی برای افزایش فشار بر کشورمان هدر داده است تا بلکه بتواند نوعی تخمین محاسباتی در مورد واکنش ایران در قبال تحریم ها زده باشد. حال باید به این نکته اساسی توجه داشت که مهم ترین سؤال حال حاضر برای ایران و آمریکا این است که چه باید کرد تا متغییر شرایط خاص، به متغییر شرایط دلخواه برای هر دو طرف تغییر جهت دهد؟ حال اگر بخواهیم در مقام تبیین کردن نقطه های تعیین کننده در مذاکرات فوق به عمل آییم، ذکر این نکته ضرورت می یابد که به طور قطع روش عملیاتی و استراتژی آمریکا در قبال ایران مستقیما یک نوع تابعی از تفکر واشنگتن نسبت به محاسبات راهبردی ایران است.این در حالی است که در حال حاضر نطق های مقامات کاخ سفید و اروپايي و تحلیل های رسانه هاي غربي در 2 هفته گذشته، طوری به نظر می رسد که از عقب نشینی آنها حکایت دارد، لذا در این بین تعیین کننده نقطه در مذاکرات پیش روی بغداد تابع 3 نکته است که شایسته است دستگاه مذاکره کنندگان کشورمان به آن توجه ویژه داشته با شند:کوتاه نیامدن در دومورد فردو و غنی سازی 20 درصد است و نکته سوم که بسیار مهم است، استفاده از حربه تداوم مذاکرات است که تیری زهر آلود بر خوی جنگ طلب رژیم صهیونیستی است.

محسن خبازان


توجیهات مضحک گوگل به رنگ خلیج فارس   

نکات برجسته خبری: گوگل در پاسخ به بی بی سی در مورد اینکه چرا هیچ نامی برای خلیج فارس در 'گوگل مپز' وجود ندارد گفت: « نیازی نمی بیند که برای همه نقطه های جهان اسم بگذارد!»

 

سایت معاند بی بی سی فارسی (BBCPersian) جمعه 15 اردیبهشت (MAY 04) در گزارشی به موضع گیری سرویس نقشه های گوگل نسبت به نام خلیج فارس که این روزها دوباره بحث روز شده است و مورد اعتراض کاربران ایرانی این سرویس قرار گرفته، اشاره کرد.

مجری بی بی سی در این زمینه گفت: «حذف نام خلیج فارس در این چند روزه اخیر، از روی نقشه های گوگل، اعتراض شماری از ایرانیان را به دنبال داشته است.»

بنابر این گزارش، مسئولان این شرکت آمریکایی در پاسخ به معترضان گفته اند: «نیازی نمی بیند که برای همه نقطه های جهان اسم بگذارد!.»

به گفته بی بی سی این شرکت آمریکایی دلیل دیگری نیز برای این کار خود آورده و گفته است: «نمی خواهد وارد دعواهای سیاسی شود!.»

گزارشگر این برنامه گفت: «از مسئولین گوگل پرسیدیم که به عنوان مثال آیا هیچ مکان یا خلیج دیگری در دنیا وجود دارد که شما برای آن هیچ اسمی نگذاشته باشید؟ که پاسخ مسئولین گوگل "خیر" بوده است.»

بی اهمیت دانستن نام خلیج فارس از سوی گوگل در حالی است که گوگل در سرویس "گوگل ارث" { Google Earth} کار متفاوت و عجیب تری کرده و آن اینکه برای این مکان "دو نام" گذاشته است؛ یکی نام اصلی آن "خلیج فارس" و دیگری نام جعلی آن یعنی "خلیج ع رب ی".

گوگل در توجیه این کار خود به بی بی سی گفته است: « اصلا قصد موضعگیری سیاسی ندارد و قصدش فقط این است که کسانی که می خواهند این خلیج را با نام "خلیج ع رب ی" جستجو کنند بتوانند آن را پیدا کنند.»

هویت شناسی سایت:

سایت بی بی سی فارسی وابسته به شبکه جهانی بی بی سی می باشد که با بودجه وزارت امور خارجه بریتانیا اداره می شود.

تحلیل:

گرچه این توجیهات گوگل مضحک تر از آن است که جوابی داشته باشد اما باید گفت، خلیج فارس یک نقطه در جهان نیست بلکه از جهت مساحت حتی بزرگتر از برخی کشورهای جهان و هزاران برابر دریاچه های کوچکی است که گوگل نام آنها را در نقشه های خود ثبت نموده است و از جهت اهمیت نیز قسمت عمده ای از اقتصاد اروپا و آمریکا از این منطقه تامین می شود و این فارق از جریانات سیاسی بسیاری که حول و حوش این منطقه استراتژیک مطرح می شود.اگر گوگل یک موسسه علمی است باید بر اساس داده های تاریخی و علمی کار کند نه جریانات سیاسی. خلیج فارس بزرگ تر و نام آن مشهور تر از آن است که نیاز باشد با نام های جعلی مورد جستجو قرار گیرد.


آقای صالحی لطفا به گوگل در مورد خلیج فارس نامه بزنید!  

در خبر ها داشتیم که موتور جست و جوگر عظیم گوگل، نام خلیج فارس را از روی خدمات دهنده نقشه (google maps) خود حذف کرده است. سرویس خدمات دهندهgoogle earth این سایت نیز مانند سابق کماکان از عنوان مجعول "خلیج عربی" در کنار نام خلیج فارس استفاده می کند. گوگل بزرگ ترین موتور جست و جوگر اینترنت است که امکانات خدماتی آن مانند maps و earth مورد استفاده صدها میلیون نفر در سراسر جهان است.

این کمپانی هیچ توضیحی درباره حذف نام خلیج فارس از نقشه خود نداده است. این در حالی است که در صورت جست و جوی معادل نام خلیج فارس به زبان های مختلف در نقشه گوگل، این برنامه شما را به محل خلیج فارس بر روی نقشه هدایت می کند بدون آنکه نام آن بر روی صفحه وجود داشته باشد.

با وجود این اگر کاربر اینترنتی، عنوان خلیج عربی را هم در نقشه گوگل جستجو کند به محل خلیج فارس هدایت می شود بدون آنکه حتی این نام نیز بر روی آن درج شده باشد.

بدین ترتیب به نظر می آید خلیج فارس تنها محل جغرافیایی جهان است که در شرایط کنونی هیچ نامی بر روی برنامه نقشه گوگل ندارد.

این در حالی است که خلیج فارس تنها نام تاریخی و مستند این آب ها در جهان از صدها سال پیش است که هم اکنون توسط نهادهای مرجع بین الملل مانند سازمان ملل متحد پذیرفته شده و در اسناد و مکاتبات رسمی بین المللی استفاده می شود.

حتی برخی کشورهای عربی که هم اکنون نام خلیج فارس را تحریف می کنند، تا پیش از دهه 1960 میلادی از همین عنوان در مکاتبات رسمی و بین المللی استفاده می کردند. با آغاز موج ناسیونالیسم عربی در سال های میانی قرن بیستم بود که کشورهای عربی اندک اندک نام تاریخی خلیج فارس را به خلیج عربی تحریف کردند. 

این عنوان از آن رو جعلی خوانده می شود که در هیچ سند و نقشه تاریخی بین المللی و منطقه ای، حتی در کشورهای عربی، عنوانی به این شکل وجود ندارد. در مقابل در تمام اسناد، مدارک و نقشه های جهان از 2500 سال پیش که زمان تقریبی تشکیل کشور ایران بود، نام این آب ها خلیج فارس ذکر شده است.

دولت های ایران چه در دوران پادشاهی پهلوی که ادعای اعراب برای تحریف نام خلیج فارس آغاز شد و چه در زمان جمهوری اسلامی که این ادعاها ادامه پیدا کرد، بر فارس بودن خلیج فارس تاکید کرده اند.

تاکید بر نام تاریخی خلیج فارس یکی از موضوعات مشترک هویتی و ملی تمام ایرانیان در سراسر جهان است به گونه ای که با وجود اختلافات گسترده میان گرایش های مختلف فکری و سیاسی، بر سر دفاع از نام خلیج فارس با همدیگر اتفاق نظر دارند.

درچهار روز گذشته که دو تیم فوتبال استقلال و پرسپولیس به نمایندگی از ایران در ورزشگاه آزادی تهران به مصاف تیم های عربستانی و قطری رفتند، ده ها هزار طرفدار دو تیم بارها شعار "خلیج همیشه فارس" را سر دادند.

به دنبال بالا گرفتن اختلافات اخیر میان دولت جمهوری اسلامی و حکومت امارات متحده عربی بر سر مالکیت سه جزیره ایرانی ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک که پس از سفر ناگهانی محمود احمدی نژاد به ابوموسی در هفته های اخیر صورت گرفت، تعداد زیادی از ایرانی ها در سراسر جهان از امکانات اینترنتی برای بیان اعتراض خود به دولت های عربی استفاده کردند.

در این راستا حدود صدها هزار کامنت در دفاع از خلیج فارس و حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه در صفحات شبکه اجتماعی افرادی مانند پادشاه عربستان، حاکم امارات و رئیس جمهور آمریکا منتشر شده است.

این حجم از نظرات باعث شد تا صفحه فیسبوک ملک عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه عربستان سعودی برای ساعاتی از دسترس خارج شود و مدیریت این صفحه پس از راه اندازی مجدد آن، اذعان کرد که بیش از 250 هزار کامنت با محتوای "خلیج همیشه فارس" از سوی ایرانیان دریافت کرده است.

اگر نام تاریخی خلیج همیشه فارس از روی نقشه گوگل برای همیشه حذف شود این خطر وجود دارد که مراجع مطرح جغرافیایی بین المللی هم به طبع دست به این حرکت خصمانه بزنند ودیگر به این نام تاریخی- باستانی استناد نکنند.

حال کوتاه سخن آنکه شایسته است وزارت خارجه کشورمان نسبت به این اقدام خصمانه گوگل که به طور قطع به پشتیبانی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس انجام گرفته است، واکنش قاطعی نشان دهد و با ارسال نامه ای به گوگل مراتب انزجار دولت و ملت ایران را اعلام نماید. البته امید است باز هم در راستای دفاع از کیان و خاک کشورمان باز هم با کاهلی وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی متبوعشان مواجه نشویم.


ساده لوحی سیاسی در روابط بین الملل  

مدتی است که از آغاز جنبش هاي اسلامي خاور میانه موسوم به "بهر عربی" می گذرد، این جنبش ها محيط سياسي و فرهنگي و اجتماعي عصر ما را تكان داد و و همانطور که شاهد بودیم آمريكا به عمق اين نهضت هاي سياسي و معنوي رخنه کرد و این موضوع کم کم به امری اجتناب ناپذير تبدیل شد. و نتيجه این شد که نظام و سياست جهاني آمريكا در مقابله با تحولات اخیر خاورمیانه نوعی توانائي سازش و ارتباط با ساختار سیاسی نو پای کشورهای مذکور برقرار کرده است. این در حالی است که دستگاه دیپلماسی کشورمان در قبال تحولات و خیزش های اخیر خاورمیانه نوعی سیاست ساده لوحانه ای اتخاذ کرده است و با انفعال خود در زمینه همگرایی گسترده با انقلابات مذکور اجازه داده است تا کشورهای غربی به خصوص ایلات متحده آمریکا سوار بر موج خروشان بهارعربی خود را به عنوان بازیگر اصلی در این جریان اسلامی مطرح کند. اما این سیاست ساده لوحانه دستگاه دیپلماسی کشورمان فقط به انفعال در داستان بهار عربی خطم نمی شود. متاسفانه در ارتباط با كشورهاي ديگر همسايه نيز وضع اينگونه است.اگر دقت کنیم روابط ایران با كشورهايي نظیر عربستان، کویت،امارات و حالا هم تركيه و آذربایجان کاملا تنزل پيدا كرده، به عنوان مثال ما يك روز صبح از تركيه تعريف و تمجيد مي‌كنيم و يك شب ديگر برای اردوغان(نخست وزیر ترکیه) خط و نشان مي‌كشيم و اردوغان را نوكرآمريكا مي‌خوانیم (البته به حق). متاسفانه باید اعتراف کرد که ديپلماسي حال حاضر دولت به هيچ‌وجه يك ديپلماسي سنجيده و پخته نيست و هرزگاهی با حرکات ناپخته خود ، موضع‌گيري‌هاي ثانيه‌ای انجام می دهد و در حالي كه عرصه ديپلماسي مي‌طلبد كه يك مقداري دستگاه دیپلماسی ما پخته‌تر و مقتدرتر با همسايگان خودمان رابطه داشته باشد تا اگرآمريكا و هر قدرت ديگري بخواهد کوچکترین بهره‌برداري سياسي و تبليغاتي جهت اقناع افكار عمومي يا هر هدف ديگري كه عليه جمهوري اسلامي ايران است بكند، ديپلماسي ما راه را بر چنين فرصت طلبي‌های خصمانه ببندد.

محسن خبازان


آمال امارات و عربستان علیه تمامیت ارضی ایران!  

در حالی که در چند هفته اخیر، دولت امارات با هیاهو و جار و جنجال تبلیغاتی، تمامیت ارضی ایران را نشانه رفته،‌ به تازگی رژیم دیکتاتوری عربستان نیز با ادعای ارضی علیه تمامیت ارضی ایران، از ادعاهای گستاخانه امارات علیه ایران، حمایت کرده است. در این باره، ولیعهد سالخورده عربستان، با ادعایی که بیشتر به اعترافی تلویحی می‌ماند، نفوذ عمیق فرهنگ ایرانی در میان مردم ایرانی‌تبار بحرین را به دخالت جمهوری اسلامی در امور داخلی بحرین نسبت داده و آن را محکوم کرده است، حال آن که واقعیت‌های تاریخی، گواه این است که امارات متحده عربی امروزین، جزیره بحرین و منطقه «الشرقیه» عربستان (در کرانه خلیج‌فارس) در تاریخ همواره به عنوان بخشی از استان جلفاوه یا بحرین بزرگ ایران زمین بوده‌اند.

بنا بر این گزارش، تبلیغات افسار گسیخته این دشمنان ایران و ایرانی، در حالی است که همه این کشور‌ها با یکدیگر نیز اختلافات عدیده مرزی دارند و به رغم اینکه هنوز مرز‌های مشخصی با خود ندارند، هر از چند ‌گاه یک بار، ادعاهای ارضی نسبت به تمامیت سرزمینی ایران را به عنوان حربه‌ای فرافکنانه به کار می‌بندند!ناگفته نماند که دولت‌های عرب شورای همکاری خلیج فارس، در حالی با موضع‌گیری علیه ایران از ادعاهای واهی متجاوزان اماراتی حمایت می‌کنند که مشکلات عدیده و تاریخی میان خودشان همچنان حل نشده پابرجاست. در حقیقت مرزهای بسیاری از کشورهای این منطقه به وسیله مناطق مرزی و نه خطوط مرزی مشخص می‌شوند، به گونه‌ای که از سیزده مورد اختلاف مرزی و ارضی حل نشده در خلیج فارس، می‌توان به اختلافات مرزی امارات متحده عربی با سعودی، عمان با سعودی، عمان با یمن و امارات متحده عربی با عمان و سعودی با قطر اشاره نمود.

اختلافات حل نشده ارضی میان امارات و عربستان سعودی

پس از تشکیل دولت امارات به دست انگلیس در سال ۱۹۷۱، «ملک‌فیصل‌بن‌عبدالعزیز»، پادشاه عربستان سعودی به رسمیت شناختن این کشور را به عدم ادعای ارضی امارات متحده عربی به نوار دریایی ۲۵ کیلومتری عدید (Udayd) و بخشی از میدان نفتی شیبه (Shaybah) ـ با تولید روزانه پانصد هزار بشکه نفت و ذخیره نفتی بیش از پانزده میلیارد بشکه ـ وابسته دانست و پس از اینکه پادشاه وقت عربستان سعودی به آنچه خواست دست یافت، کشور امارات متحده عربی را به رسمیت شناخت؛ اما امارات همانند بسیاری دیگر از توافق‌نامه‌ها بر پیمان‌هایی که خود امضا کرده بود، پشت پا زد:

۱ ـ امارات پس از سال ۱۹۷۴ منطقه «واحه العین» در «البریمی» و شهر «العین» و «صحرای الظفره» را اشغال کرد.

۲ ـ امارات اعلام کرد حاضر نیست بر پایه پیمان نامه رسمی پیشین، از نوار دریایی عدید دست بکشد و بر‌ این که عدید، بخشی از خاک امارات است، تأکید دارد.

۳ ـ دولت امارات علیه هم‌تباران عربستانی، ادعاهای ارضی دیگری نیز دارد و مدعی است که منطقه «سبرخه مطی» به امارات تعلق داشته و دولت عربستان آن را تصرف کرده و به اشغال خود درآورده است.

۴ ـ امارات خواهان سهم بیشتری از حوزه نفتی «الشیبه» در مرز بین دو کشور است و همچنین ابوظبی، نیز خواهان نوار ساحلی مقابل آن نیز هست، چرا که این منطقه را وابسته به خود می‌داند.

این گزارش در ادامه آورده است که نکته جالب از وابستگی خاندان حاکم امارات اینکه چند سال پیش، کشور امارات متحده عربی، به همراه ادعای مالکیت بر منطقه نفتی «العدید»، خواستار استفاده از نظر انگلیس و نقشه‌های این کشور برای تعیین مالک واقعی منطقه مورد مناقشه شد که البته در مقابل، عربستان سعودی ورود انگلستان به این مناقشه را نپذیرفته است و با توجه به اینکه یکی از راه‌های ایجاد و تشدید تنش‌های سیاسی مزمن در مناطق حساس دنیا توسط انگلستان، تکیه بر اختلافات جغرافیایی و مرزی کشورهاست، لندن نیز اعلام نمود برای حضور در این مناقشه و برافروختن بیشتر آتش ایجاد شده آمادگی کامل دارد!

۵ ـ در حالی که امارات متحده عربی، مرزی که مورد پذیرش هر دو طرف عربستانی و اماراتی باشد، ندارد و همچنان از مرزهای پیش از ۱۹۷۴ خود استفاده می‌کند ـ‌‌ همان گونه که میدان نفتی متعلق به ایرانیان در آب‌های جزیره ابوموسی با نام «مبارک» را یک طرفه تاراج می‌کند ـ میدان‌های نفتی حوزه مناقشه «زرکوه» را ـ که نام فارسی آن، یکی از مستندات حاکمیت تاریخی ایران بر آن است ـ نیز به طور گسترده و یک‌طرفه مورد بهره برداری قرار می‌دهد. این گزارش همچنین می‌افزاید، اماراتی‌ها که در ادعاهای ارضی علیه دیگر کشور‌ها، ید طولایی دارند و برای رسیدن به اهداف خود، از همه امکانات بهره می‌گیرند، منطقه اختلافی العدید را به نقشه‌های خود پیوند زده و آن را در گذرنامه‌های صادره از امارات گنجانده‌اند. در این باره باید گفت، اختلاف بین امارات و عربستان سعودی با پافشاری امارات بر استقرار بانک مرکزی کشورهای خلیج‌فارس در امارات به ‌عنوان شرط پذیرش پول یکسان کشورهای عرب خلیج‌فارس، بیش از پیش آشکار شد. اماراتی‌ها بر این باورند که چون قدرتمند‌ترین اقتصاد را در میان کشورهای عرب خلیج‌فارس دارند ـ پس از عربستان سعودی‌ ـ باید با درخواست آنها موافقت شود؛ منتها این امر پذیرفته نشد و سرانجام آنان در دستیابی به هدف خود ناکام ماندند.

در پایان باید به این نکته اشاره کرد که در صورت ادامه سیاست‌های تجاوزگرانه کشور‌های عربی علیه تمامیت ارضی ایران، لازم است دولت جمهوری اسلامی با تدابیری خاص و با هشیاری، از اختلافات ارضی میان کشور‌های عرب خلیج فارس به سود منافع ملی ایرانیان بهره‌برداری کند تا فشار متقابلی را به این دولت‌ها وارد آورد.


خم وراست شدن وزیر خارجه مقابل دیکتاتور عرب  

چندی پیش علی اکبر صالحی وزير خارجه كشورمان با حضور در مسجد عبدالله بن تركی در مراسم تشييع جنازه و دفن وليعهد و وزير دفاع آل سعود شرکت کرد.البته همانطور که در عکس مشخص است شرکت کردن در این مراسم همانا و تا کمر خم شدن جلوی پای جنایتکاران سعودی همانا!

بله اگر این خم و راست شدن عالی ترین مقام دیپلماتیک کشورمان در مراسم تشييع و خاكسپاري هزاران زن و مرد و كودك مسلمان و مظلوم بحريني و يمني كه به دست نظاميان آل سعود به شهادت رسيده اند انجام می شد اینقدر دلمان نمی سوخت.!حال پرسش اساسی که اینجا از آقای صالحی مطرح می شود این است،  مگر جز این است که شخص آقای صالحی قتل عام مردم مظلوم بحرين و يمن توسط رژيم آل سعود را بارها محكوم كرده است؟

پس چرا از طرف دیگر به مراسم ختم ولیعهد سعودی ها می رود؟ آیا در در تشييع جنازه جنايتكاران شرکت کردن جزو آداب دیپاماتیک ایرانی است یا نه یک نوع مستحب دیپلماتیکی است؟  شاید هم ایشان می خواهند به نوعی هوای هر دو طرف را داشته باشند!!

این در حالی است که جنايات فجیحی كه "سلطان بن عبدالعزيز" در طول زندگي ذلت بار خود انجام داده است را به دشواری می شود شمارد. كمك هاي خصمانه وی به رژيم بعثي عراق در طول جنگ تحميلي، كمك به سركوب و كشتار شيعيان شرق عربستان، پشتيباني از عمليات نسل كشي شيعيان شمال يمن، اعزام تجهيزات نظامي و كشتار مردم به پاخاسته و مظلوم بحرين و ده ها پرونده فاجعه بار ديگر، تنها گوشه اي از اقدامات ننگين اين شاهزاده 86 ساله سعودي بوده است.اقدامات وي در داخل عربستان به قدری وحشیانه بوده است كه پس از خبر مرگ وي، مردم عربستان، در محافل خود با شادماني به خيابان ها ريختند.

حال معلوم نیست علت همدردي آقای صالحی با دولت ستمکار عربستان در مرگ اين جلاد وحشی، چه دستاوردی برای کشورمان دارد و آيا ضرورتي داشت كه در يك سفر فوری برای دیدن شاه يك كشور که ملتش جانشان از مظالم وی به لب رسيده و در انتظار گوشه چشمي از طرف دولت جمهوري اسلامي ايران که به عنوان پناهگاه مظلومان و مستضعفان جهان به حساب می آید، به عربستان برود؟!

به هر حال اینکه نفس فعل شرکت در این مراسم کزایی کاملا غلط بود هیچ، ولی تا کمر خم و راست شدن جلوی این جنایت کاران سعودی چه ضرورتی داشت را سوالی است که تشکیلات حزب الله از دستگاه دیپلماسی کشورمان و شخص شخیص آقای صالحی دارد و انتظار می رورد که ایشان در مقام پاسخ گویی به عمل آیند.!

محسن خبازان


آموزش رقص برای آقازاده دیپلماتیک!!

محسن خبازان- در حالی که هنوز درگیر حذم تراژدی وحشتناک دسته گل دیپلمات شخیص ایرانی در استخر مختلط شهر برازیلیا بودیم خبر دار شدیم که آقازاده یکی از دیپلمات‌ها در یکی از کشورها به کلاس رقص می‌رود.!

البته این اولین گاف وزارت خارجه محترم نیست و به نظر می رسد با توجه به روند مقتدرانه ای که دستگاه دیپلماتیک کشورمان در زمینه انحراف اخلاقی در پیش گرفته اند باز هم شاهد این قبیل دسته گل های بین الملی باشیم.

حال شایسته است که به چند نمونه از گاف ها و کم کاری های تاسف بار وزارت خارجه اشاره کنیم :

1 - وضعيت بد سايت سفارت جمهوري اسلامي ايران در کشور چين، که اين سايت به طرز شگفت انگیزی در صفحه زبان چيني خود مخلوطي از زبان‌هاي انگليسي و فارسي را منتشر مي‌کند!

2 - عدم ابتکار وزارت خارجه ایران در برگزاری کنفرانس دوستان بحرین و کوتاهی در مورد تحولات بحرین و از دست دادن فرصت های طلایی ایران در این کشور و همچنین انجام ندادن  هیچ فعالیت چشمگیری در قبال انقلاب مردمی بحرین.

3 - ماجرای داغ استخر مختلط شهر برازیلیا که سبب رسوایی اخلاقی یک دیپلمات شخیص ایرانی در سطح بین المللی شد.

4 - بحث کاهلی و کم‌کاري وزارت خارجه ایران در مباحث بيداري اسلامي، در مواجهه با تهديدات و در پيشگامي در اقدامات ضروري ديپلماتيک. به طوری که وزارت خارجه ما به جاي پرداختن به راهبرد های بیداری اسلامی، ترجيح مي‌دهد کنفرانس بين المللي مبارزه با تروريسم را برگزار کند!

5 - عدم حضور وزیر خارجه کشورمان در کشورهاي خيزش کرده‌اي مثل تونس و مصر لیبی و....

6 - وزير خارجه کشورمان در مقابل ديکتاتور عربستان تا کمر خم مي‌شود و براي مرگ وليعهدش به او اظهار تسليت مي‌کند.

7 - حا لا هم آقازاده یکی از دیپلمات‌ها در یکی از کشورها به کلاس رقص می‌رود.

حال سوال اساسی که مطرح است این است که آيا وزارت خارجه کشورمان به‌عنوان قلب تپنده بيداري اسلامي در جهان توانسته است همانند وزارتخانه‌هاي امور خارجه کشورهايي مثل آمريکا، روسيه و حتي ترکيه عمل کند و در حد آنها در اذهان عمومي ايران و جهان مطرح باشد؟! کاملا روشن است که اگر آقای صالحی و دستگاه متبوعشان با همین روند در برنامه ریزی، پیشبرد و پیگیری منافع ملی کشورمان پیش روند، نه تنها عرصه را برای فعالیت دیگر کشورها در منطقه باز گذاشته اند، بلکه باید همچون گذشته، تنها به دنبال بازسازی شکاف‌های ایجاد شده از حرکت‌های ناشایست برخی دیپلمات ها و سخنان ناپخته و نابخردانه عده ای بی خبر از منافع و مصالح کشور باشیم.جناب وزیر  نسبت به این گاف ها پاسخگو باشید و گرنه تاريخ انقلاب اسلامي ما از براي شما قضاوت ديگري خواهد کرد.