برگزاری چند جشنواره بر مبنای "مکان"

شمس الدوله:روز گذشته جناب آقای سید علیرضا سجادپور مدير كل اداره نظارت و ارزشيابي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي پيشنهاد داد: يك جشنواره فيلم با موضوع استقلال و عظمت ملي طراحي و در جزيره ابوموسي برگزار شود.ایده بسیار ایده قشنگ و دلپذیری است.اما با توجه به اینکه ممکن است در آینده از جانب بعضی کشورهای تازه مدعی در جوار مرزهای کشورمان اداعاهای جدیدی پدید آید،لذا مقتضی است تدابیر فرهنگی لازم در این زمینه تمهید شود.البته با توجه به موفقیت مسئولان فرهنگی در برگزاری بیش از بیست جشنواره سینمایی در طول سال و خستگی این عزیزان در پایان سال پیشنهاد می شود این جشنواره در ابتدای سال برگزار شده تا مدیران برگزاری با نهایت شور و انرژی مشت محکمی بر دهان استکبار به خصوص نوباوگان عزیزمان در حاشیه خلیج فارس زده باشیم. بنابراین با توجه به حساسیت اوضاع و پیشگیری از زبان باز کردن چند کشور همسایه در مورد تمامیت ارضی پیشهناد می شود مدیران در برنامه های خود چند جشنواره در مکان هایی که حزب الله پیشنهاد می کند برگزار کنند.1_برگزاری یک جشنواره در نزدیکی "پاسگاه میرجاوه" برای مبارزه با ادعاهای احتمالی برادران مسلمان افغان.2_برگزاری یک جشنواره مستند سینمایی در "بلوار بیت المقدس"خرمشهربرای پیشگیری از ادعاهای احتمالی بر بچه های باقی مانده بعثی.3_برگزاری یک جشنواره در"گنبد کاووس"،همینطوری.برگزاری یک جشنواره با موضوعیت وحدت(جشنواره هرچی باشه مهم نیست)در "پارس آباد مغان" برای عرض نازک کردن چشم به همسایه عزیزمان کشور آذربایجان.پیشنهاد های بعدی با توجه به نوع  احول روحی مقامات مملکتی کشور های همسایه متعاقبا عنوان خواهد شد.

مصاحبه تلفنی

دکترپیروز مجتهد زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل ژئو پولتیک و ژئو استراتژیک درگفت وگوتلفنی دیروز(یکشنبه) بادبیرسرویس بین الملل حزب الله به سوال مطروحه پاسخ دادند: مذاکرات دور بعدی ایران با1+5راچگونه ارزیابی می کنید: من بسیار به مذاکرات بغداد خوش بین و امیدوار هستم به این دلیل که هر دو طرف هم ایران و هم 1+5 در مذاکرات اخیر در استانبول ترکیه برای خودشان ثابت کردند که راه حلی جزء حل مسئله از طریق گفت وگو وجود ندارد.لاجرم با توجه به ادامه وضع موجود، برای هیچ کدام از دو طرفادامه این خشونت ها، تحریم ها، تهدیدها و... مفید و مصلحت آمیز نیست و لذا چون تمام این راه ها را دو طرف رفته اند و در سه ماه اخیرهم برای هر دو طرف ثابت شده است که دیگر بیش از این نمی شود مانور داد و مانورهای تاکتیکی، ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی همه صورت گرفته اند و تحریم های اتحادیه اروپا و آمریکا علیه ایران به حداکثر رسید و دیگر بیش از این نمی توان جلو رفت کما اینکه جنگ هم به طور کلی امری کاملا محال است و برای خودشان(ایران و غرب) هم این امری ثابت شده است.لاجرم برای اروپا و آمریکا از یک طرف و برای ایران هم از یک طرف دیگر ثابت شده است که جزء حل صلح آمیز این بحران از طریق مذاکره راه دیگری باقی نمانده است و خوشبختانه من فکر می کنم به دلیل درک این وضعیت است که دو طرف برای اولین بار در مذاکرات به طور خوش بینانه و صادقانه ای با یکدیگر برخورد کردند و هر دو طرف ابراز امیدواری می کنند که انشاءالله در بغداد بتوانند این مسائل را حل کنند.

محسن خبازان


بازگشت غول گرد و غبار

پیگیریهای پنج سال گذشته ظاهراً نتیجه مطلوب نبخشیده و هیولای گرد و غبار همچنان به مردم مناطق جنوب و جنوبغربی چنگ و دندان نشان می دهد. از سال 86 که شکل جدیدی از گرد و غبار بنام ریزگردها آسمان کشور را صحنه تاخت و تاز خود قرار داد و بویژه پس از آنکه صابون این هیولا تن نازک پایتخت نشینان را مختصر نوازشی داد ، این پدیده بطور جدّی مورد توجّه مسئولین قرار گرفت و جهت شناخت دقیق این پدیده و راههای برخورد با آن اقداماتی انجام شد و علاوه بر تشکیل همایشها و جلساتی برای رسیدگی به این موضوع که در داخل کشور انجام شد و به کشف بسیاری از علل و عوامل بروز این پدیده و تعیین آثار و پیامدهای زیانبارِ انساني ، اجتماعی ، اقتصادی و زیست محیطی منجر گردید ، رایزنیهای متعدّدی نیز با کشورهایي نظير عراق و سوریه و اردن و عربستان که منشأ شکل گیری بیش از 90 درصد ریزگرده ها هستند و یا کشورهائی چون ترکیه که همانند ایران از این پدیده در رنج می باشند ، انجام شد که گمان می رفت به حل مشکل منتهی گردد ، امّا اینک با موجهای جدید ، وسیع و غلیظ ریزگردها که مکرراً مناطق غربی و جنوبغربی را در برگرفته می گیرد و بعضاً به برخی از مناطق مرکزی نیز می رسد ، معلوم می شود که آنهمه اقدامات و صرف هزینه ها چندان نتیجه بخش نبوده و با ناتواني متولّيان مربوطه در حلّ ريشه اي مشكل ، این کابوس همچنان بر زندگی مردم این نواحی سایه افکن خواهد بود. اگرچه هنوز هم توصیه هائی عالمانه!! همچون زدن ماسک ، عدم خروج از منزل ، تعطیلی مدارس و دانشگاهها و ادارات ، لغو پرواز هواپيماها و دهها از این نوع توصيه ها، که هر یک عوارض و مشکلات خاص خود را دارند ، در مواجهه با این پدیده ، به عنوان مسکّن ، انجام می شود امّا مردمِ گرفتارِ این بلا که علاوه برآن ، سالهاست گرفتار وعده های توخالی مقامات مسئول در این زمینه می باشند ، ناامیدانه به اطلاع رساني رسانه ها و همّت نمایندگان خود چشم دوخته اند تا از مسئولان مربوطه بخواهند که نتیجه اقدامات و علل ناتوانی خود را در حل ریشه ای مشکل اعلام کنند و با کنار رفتن از مسئولیتی که از انجام شایسته آن ناتوانند ، فرصت را برای کسانی که شایستگی قبول چنین مسئولیتهای سنگینی را دارند فراهم سازند.

محسن خبازان


اردوغان آمریکایی به دنبال سرنگونی مالکی

پس از مواضع خصمانه وسلطه جویانه اردوغان آمریکایی در مقابل سوریه، سخنان اردوغان درقبال مسائل داخلی عراق نیز واکنش‌های تندی را از طرف رجال سیاسی بغداد به همراه داشته است. اردوغان آمریکایی، نوری‌المالکی را متهم کرده که وی با استفاده از واژه‌های فریبنده و تحریک آمیز برای انحصار قدرت، در حال شعله ور کردن تنش های مذهبی و قومی میان اهل سنت، تشیع و کردهاست. وي گفته که از نوع رفتار نخست‌وزیر عراق در قبال شرکای خود در حکومت نگران است. این بخش از سخنان اردوغان به ماجرای جنجالی و مشکوک طارق الهاشمی، معاون رئیس‌جمهور عراق باز می گردد که پس از خروج از عراق به عربستان و قطر سفر کرده و پس از آن در ترکیه به عنوان مهمان پذیرفته شده است. 

ترکیه در حال استفاده و بهره گیری از یک مخالف دولت عراق برای جایگزینی احتمالی او در آینده سیاسی عراق است. سیاستی که در بسیاری از دوره های تاریخی از آن استفاده شده است. بحث دخالت ترکیه در کشورهای منطقه بیش از این خود را نشان خواهد داد. این همان پاشنه آشیل دیپلماسی خاورمیانه ای ترکیه است که مسیر شکست را برایش هموار می کند. ترکیه از زمان چرخش به شرق که با نگاهی عمیق‌تر به غرب و پناه بردن به اتحادیه اروپا همراه بود، بر این باور بود که می تواند با کمترین چالش در خاورمیانه به بازیگری تاثیرگذار تبدیل شود که این مسئله به افزایش قدرت و چانه زنی‌اش برای قرار گرفتن در اتحادیه اروپا کمک خواهد کرد. 

بر این اساس ترکیه دیپلماسی به صفر رساندن تنش با همسایگان را به عنوان سیاستی آوانگارد در منطقه برگزید. البته این دیپلماسی تنها به خاورمیانه محدود نمی‌شد به این دلیل که اولین کلید آن در قفقاز جنوبی و با ارمنستان خورد که در اولین آزمایش خود به مشکل مواجه شد، چون این سیاست آذربایجان را از ترکیه دور می کرد. دیپلماسی به صفر رساندن تنش، با نزدیک شدن ترکیه به مقاومت و ایران حتی رژیم صهیونیستی را حساس کرد. 

تل آویو حتی تنش‌ها را به قبرس نیز کشاند. اما شروع تحولات عمیق خاورمیانه نشان داد که نگرانی تل آویو در خصوص چرخش ترکیه بی اساس است زیرا تل آویو همواره بازیگر غرب بوده که خود را به شرق نزدیک کرده است. حتی گفته می شود نیروهای اسرائيلی مخالفان سوری را در خاک ترکیه آموزش می دهند. 

به هر جهت آزمایش هایی كه ترکیه طی این مدت پس داده، نشان می دهد که دولتمردان این کشور تفاوت چندانی بین سیاست و دیپلماسی و دخالت در امور داخلی دیگران قائل نیستند. پاسخ المالکی به اظهارت اردوغان مبنی بر اینکه «ترکیه به دلیل سیاست های اردوغان به یک دولت متخاصم تبدیل شده» کاملا گویای همین مسئله است. ترکیه در صورت ادامه حتی می تواند از دیگر کشورهای منطقه نیز چنین سخنی را بشنود.

محسن خبازان


خطرات طرح عنان در سوریه  

 بر خلاف اینکه همه طرف‌های بین‌المللی متفق‌القول طرح کوفی عنان دبیرکل سابق سازمان ملل را فرصت آخر برای حل بحران سوریه می‌دانند اما شمار کسانی که در موفقیت آن تردید می‌کنند افزایش یافته است. 

طرح شش ماده ای از طرف کوفی‌عنان مطرح شد که به نوعی مورد تأیید حاکمیت غرب و معارضین سوریه است و عمده مفاد این طرح حل چالش سوریه از طریق دیپلماتیک و سیاسی می باشد،که عبارت است از:

1 -  دولت سوریه متعهد می‌شود در یک روند سیاسی همه جانبه با تمام گروه‌های سوریه و به منظور خواسته‌های مشروع ملت سوریه و برطرف کردن نگرانی‌های موجود با نماینده سازمان ملل همکاری کرده و دراین‌باره هرگاه که این نماینده درخواست کند فردی را به عنوان میانجی معرفی نماید.

2 -  خشونت‌های مسلحانه با همه اشکال آن باید زیر نظر سازمان ملل و به منظور حمایت از شهروندان و ایجاد ثبات در کشور فورا متوقف شود. برای تحقق این هدف دولت سوریه باید فورا تحرکات نیروهای نظامی خود به سمت اماکن مسکونی را متوقف کرده و از سلاح‌های سنگین در این گونه اماکن استفاده نکند. همچنین دولت باید استحکامات نظامی خود در داخل یا خارج از اماکن مسکونی را برچیند. دولت سوریه در همین راستا باید به منظور دست یافتن به یک توقف دایم خشونت‌های مسلحانه با نماینده سازمان ملل و تحت نظر نماینده سازمان ملل همکاری کند. این نماینده کوشش خواهد کرد تا تعهدات مشابهی نیز از گروه‌های مخالف و تمام دست‌اندرکاران در این امر بگیرد.

3 -  باید راه‌های کمک‌رسانی انسانی در زمان مناسب برای تمام مناطق آسیب‌دیده از این کشتارها تضمین شود. به منظور تحقق این هدف باید در نخستین مرحله کشتارهای روزانه متوقف شود و راه‌های کمک‌رسانی روزانه به ویژه در سطوح محلی فراهم شود

4 -  افرادی که به صورت گروهی بازداشت شده‌اند و به‌خصوص گروه‌های ضعیف یا شخصیت‌هایی که تنها در فعالیت‌های سیاسی مسالمت‌آمیز شرکت داشته‌اند باید آزاد شوند و راه‌های دستیابی به اماکنی که این گونه افراد در آنجا بازداشت هستند فورا هموار شده و به تمام درخواست‌های مکتوب به منظور کسب اطلاعات لازم درباره بازداشت‌شدگان یا اجازه ملاقات با آنها و آزادی شان پاسخ داده شود.

5 -  باید گردش آزاد روزنامه‌نگاران در تمام نقاط کشور تامین شود و از جهت اعطای ویزا و مجوزهای ورود، سیاست بدون تبعیضی درباره تمام آنها اتخاذ شود.

6 -  به آزادی تجمعات و حق برگزاری تظاهرات مسالمت‌آمیز چنانکه قانون مقرر کرده است، احترام گذاشته شود.

تحلیل:

طرح عنان الگوی لیبی، مصر و یمن در مورد سوریه را کنار گذاشت و تنها راه حل برون رفت از چالش سوریه را گفتگو و مذاکره می داند؛ به همین خاطر مورد تأیید دوستان سوریه است.این طرح شکستی بزرگ برای غرب و رژیم صهیونیستی محسوب می شود چون هدف اصلی آنها سقوط بشار اسد بود که هرگز محقق نشد و آنچه محقق شده است با هزینه های آنها تناسب ندارد.از سویی دیگر هیمنۀ آمریکا و غرب شکسته شد چون برای اولین بار، چین و روسیه مشترکا قطعنامه ای را وتو کردند و جهان از حالت تک قطبی بیرون آمد.طرح گزینۀ سیاسی در مورد سوریه به همان مقدار برایرژیم صهیونیستی شکست محسوب می شود که اجرای آتش بس در جنگ سی و سه روزه و بیست و دو روزه برای آنها شکننده بود.

گفتنی است به رغم اینکه آمریکا و متحدان منطقه ای آن برای پیشبرد سناریوی حذف بشار اسد تلاش بسیاری کرده اند و کشورهایی چون عربستان و قطر برای کم کردن نفوذ ایران در سوریه بر کنار رفتن اسد از قدرت پافشاری می کنند اما چند نکته دارای اهمیت است.سناریوی حذف اسد بر فرض محال که محقق شود به هیچ عنوان تضمینی برای دوستی سوریه ورژیم صهیونیستی نخواهد بود. 

اولا اپوزیسیون سوریه یک طیف یک دست نیستند که بتوانند سوریه را وارد بلوک سیاسی آمریکا و متحدانش کنند؛ در درون این اپوزسیون تنها طیفی که می تواند روابط خود را با رژیم صهیونیستی به سطح عادی برساند لیبرال ها هستند بقیه گروه ها از جمله سلفی ها و اسلام گرایان افتخار خود را مبارزه با رژیم صهیونیستی و برگشت به شریعت می دانند. 

در ثانی با توجه به سابقه نبردهای سیاسی این کشور با رژیم صهیونیستی و حضور چهار دهه ای سوریه در جبهۀ مقاومت، رژیم صهیونیستی ستیزی برای مردم این کشور به عنوان یک شعار مطرح شده است و هر طیفی که عرصه سیاسی سوریه را به دست گیرد مجبور است افکار عمومی این کشور را مد نظر بگیرد.

 و ثالثا برخی از سرزمین های سوریه بعد از جنگ شش روزه هنوز در اشغال رژیم صهیونیستی است و احزاب و گروه هایی می توانند آراء عمومی را جذب کنند که بر باز پس گیری بلندی های جولان صحه بگذارند و بعید است رژیم اشغالگر قدس به چنین درخواستی پاسخ دهد چرا که این منطقه را جزء لاینفک خاک خود می داند و در آن شهرک سازی کرده است و همین امر می تواند زمینه ساز چالش بین سوریۀ جدید با رژیم صهیونیستی شود.با توجه به این نکات حتی حذف اسد نیز نمی تواند رژیم صهیونیستی را در حاشیه امنیت قرار دهد.

محسن خبازان


4ضلعی خیانت: بارزانی،اردوغان،الهاشمی وملک عبد الله

نخست وزیر عراق گفته است پافشاری اردوغان بر ادامه سیاست های مداخله جویانه در امور داخلی کشورهای همسایه، به منافع ترکیه ضربه خواهد زد و ترکیه را به یک کشور دشمن تبدیل در منطقه خواهد کرد.آیا با ضعیف شدن موقعیت و نقش ترکیه در بحران سوریه بویژه با خارج شدن پرونده آن از دست انکارا و ریاض و دوحه وانتقال آن به شورای امنیت و قرار گرفتن آن در دستان کوفی عنان، زمامداران ترکیه توجه خود را به سمت عراق و بحران داخلی آن متمرکز کرده اند؟

در حال حاضر گویا اردوغان در صدد بازی با برگ طارق الهاشمی در عرصه عراق است. الهاشمی متهم به دست داشتن در بیش از یکصد و پنجاه عملیات تروریستی و تحت تعقیب دستگاه قضایی عراق است که پس از صدور حکم بازداشت وی، به اقلیم کردستان گریخت. طارق الهاشمی سپس از عراق به عنوان معاون رئیس جمهور و البته بدون کسب موافقت رئیس جمهور، راهی قطر و عربستان شده و بعد از دیدار با رهبران دو کشور عازم پایتخت ترکیه گردید. وی در آنکارا با رجب طیب اردوغان نیز دیار و گفتگو کرد.

اردوغان روز جمعه هفته گذشته نیز دیدار فشرده یک روزه ای با ملک عبدالله پادشاه عربستان در ریاض داشت که اطلاعاتی در مورد محتوای مذاکرات آن منتشر نشد و تنها به صورت پروتکلی گفته شد که طرفین در مورد مسائل منطقه و مناسبات فیمابین گفتگو کرده اند. بسیاری از حدس ها به سمت این بود که گفتگوها بر چگونگی تعامل با بحران سوریه پس از خروج پرونده آن از دستان انکارا وریاض و دوحه و کارشکنی در ماموریت کوفی عنان متمرکز بوده است، اما اینک با ورود هاشمی به آنکارا و دیدار وی با اردوغان و متعاقب آن ورود مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق در روز پنج شنبه گذشته به ترکیه و دیدار وی به طور جداگانه با نخست وزیر، وزیر امور خارجه، و رئیس جمهور این کشور حکایت از داستان دیگری می کند.اردوغان پس از دیدار با بارزانی در بخشی از سخنان خود انتقادات شدیدی را متوجه نخست وزیر عراق نوری مالکی کرد و گفت: متاسفانه شاهد آن هستیم که رویدادهای عراق خبر از آینده ی خوب و روشنی نمی دهند ونخست وزیر کنونی عراق در همه ی حوزه ها به شدت خودمحورانه عمل می کند و همه گروه های شیعه، سنی، العراقیه و بارزانی از منش سیاسی نخست وزیر ناراضی هستند.

بارزانی و داود اوغلو نیز به مدت دو ساعت پشت درهای بسته به گفتگو پرداختند. محتوای گفتگو همانند دیدار بارزانی و اردوغان، دو محور مهم چالش های سیاسی عراق و تنش های اربیل – بغداد و نیز روند همکاری حکومت اقلیم کردستان عراق با آنکارا در مسیر مبارزه با پ.ک.ک، بود والبته از نتایج و تصمیم های این دیدار نیز اطلاعاتی در اختیار رسانه ها قرار نگرفت.

داوداوغلو پس از دیدار با بارزانی، به اتفاق تانر ییلدز وزیر انرژی و منابع طبیعی، آنکارا را به مقصد دوحه پایتخت قطر ترک کرد تا به هیئت سیاسی اردوغان در قطر بپیوندد.پیش از سفر بارزانی به ترکیه منابع خبری هم نوشته بودند که رئیس اقلیم کردستان در دیدار با نخست وزیر ترکیه در مورد طارق الهاشمی با وی گفتگو خواهد کرد و خود هاشمی هم اعلام کرده بود که وی برای چند روز در ترکیه اقامت خواهد کرد و منتظر دیدار با مسعود بارزانی در ترکیه است.اما انتقادات شدید اردوغان از مالکی هم بدون پاسخ نماند چرا که دفتر نوری مالکی نخست وزیر عراق با انتشار بیانیه ای در واکنش به اظهارات رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه به تندی اعلام کرد که اظهارات آقای اردوغان بیانگر دخالت آشکار وی در امور داخلی عراق است.در این بیانیه آمده است که متاسفانه اظهارات نخست وزیر ترکیه، بعد طایفه گری به خود گرفته و این اظهارات نشان می دهد که آقای اردوغان همچنان در توهم سلطه بر منطقه بسر می برد.


نخست وزیر عراق گفته است پافشاری اردوغان بر ادامه سیاست های مداخله جویانه در امور داخلی کشورهای همسایه، به منافع ترکیه ضربه خواهد زد و ترکیه را به یک کشور دشمن تبدیل در منطقه خواهد کرد.مجموعه این تحولات گویای شکل گیری محور جدیدی در منطقه علیه بغداد است که به نظر می رسد بازیگران اصلی آن را عربستان و ترکیه تشکیل می دهند و قرار است که با کمک بارزانی و الهاشمی بر صحنه داخلی عراق تا سقوط مالکی اثر گذاری کنند. بدین ترتیب چالش جدید منطقه مراحل تکوین خود را طی می کند.

محسن خبازان

آقای صالحی أين أذهب....؟!   

نویسنده:محسن خبازان

در خبرها داشتیم رامین مهمان پرست سخنگوي وزارت خارجه كشورمان اتهام تخلف جنسي ديپلمات ايراني در برزيل را رد كرده و گفت: "بررسي‌هاي به عمل آمده نشان مي‌دهد كه مطالب منتشر شده توسط اينگونه رسانه‌ها، خلاف واقع و فاقد صحت است." وي اتهامات وارد شده را "مغاير با سوابق اين عضو سفارت ايران در برزيل" دانست.گفتنی است روز چهارشنبه، روزنامه وال استريت جورنال اعلام داشت: پليس برزيل يك ديپلمات ايراني پنجاه و يك ساله را به دليل "دست اندازي" به دختران زير سن قانوني براي مدتي بازداشت كرد. براساس گزارش‌ها اين واقعه روز شنبه (26 فروردین) گذشته در يك استخر مختلط در يك باشگاه خانوادگي در شهر سائوپائولو، روي داد و انعكاس وسيعي در رسانه‌هاي برزيل داشت. اواخر هفته گذشته بود که برخی از رسانه‌های غربی، خبر سوءاستفاده اخلاقی یک دیپلمات ایرانی در استخری در برزیل را منتشر کردند که جنجال‌های زیادی را در رسانه‌های غربی در پی داشت، شوکی که به رغم تکذیب فوری وقوی از طرف سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در توضیحات سفارت ایران در برزیل، سوءتفاهمی با نام "تفاوت در مفاهیم فرهنگی" یاد شده است، مطلبی که احتمالا موثق تر از هر تکذیبی است، چرا که احتمالا بعید به نظرمی رسد که یک دیپلمات آنقدر تازه کار و ناشی باشد که آبروی خود را بخواهد در صحنه بین الملل آن هم با سوءاستفاده از دو کودک به فنا دهد و از طرفی دیگر، شاید اصلا واقعا فقط کاری انجام شده باشد که دلالت بر سوء‌استفاده اخلاقی در فرهنگ برزیلی‌های محترم تلقی شود،که البته در این صورت هم باز صورت مسئله می شود: سوء‌تفاهمی بخشش‌ناپذیر از سوی یک دیپلمات ایرانی!!

در اواخر هفته گذشته بود که برخی از رسانه‌های غربی به نقل از مطبوعات محلی کشور برزیل نوشته بودند: این دیپلمات ایرانی به سوء‌استفاده اخلاقی بدی در یک استخر مختلط متهم شده است. لذا در این راستا والدین این دو کودک مذکور در استخر به دنبال این موضوع به دیپلمات ایرانی مذکور حمله کرده و وی در پایان دستگیر و به پایگاه پلیس برده می‌شود، ولی به دلیل مصونیت دیپلماتیک، این دیپلمات محترم ایرانی آزاد می‌شود.با این حال، رامین مهمانپرست، این ادعا مطروحه را رد کرده و اظهار داشته است: بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد كه مطالب منتشره در این رسانه‌ها، خلاف واقع و نادرست است.مهمانپرست همچنین در راستای تکذیب این داستان دلایلی در اظهاراتش آورده و این اتهامات را مغایر با سوابق این عضو سفارت ایران در برزیل دانسته است. البته این سخن منطق و استدلال منطقی ندارد و یا این که دست‌کم افکار عمومی و ملت مسلمان ایران را قانع نمی‌کند؛ نهایت این که افکار عمومی بپذیرد، ام انتظار نمی رود که چنین رفتاری از سوی چنین کسی انجام گرفته باشد و فعل حضور این شخصیت دیپلماتیک دراستخر مختلط هیچ توجیهی ندارد.

البته در این بین پرسش‌های متعدد دیگری هم نیز هست که به فرض قبول این سوء تفاهم پیش آمده، این دیپلمات شخیص ایرانی در استخرمختلط چه کار می‌کرده است؟ مگر نه اینکه دیپلمات‌های ایرانی، پروتکل‌های بین‌المللی و البته پیمان‌نامه‌های مختص به جمهوری اسلامی را رعایت می کنند؟؟!

اما نکته بسیارجالب ومهم‌تر، نحوه برخورد وزارت امور خارجه ایران و دیگر دستگاه‌ها و ارگانهای دولتی کشور با اخباری از این رنگ است. بی‌شک، کارگزاران هر نظامی دچار تخلف، فساد و موارد نکوهیده دیگری هم می‌شوند و این بستگی به نوع نظام‌های سیاسی ندارد، یعنی در یک دمکراسی لیبرال هم می تواند تخلف صورت گیرد،لذا در یک دمکراسی دینی هم ممکن است تخلف روی دهد، اما میزان شاید تخلف روی داده در هر یک از این نظام‌ها، متفاوت باشد و در حقیقت، مدیران و کارگزاران کشور ایران هم از این قاعده مستثنی نیستند.گفتنی است ما کلا به شکل خودآگاه و ناخود آگاه  در برابر این شکل اخبار موضع یک طرفه‌ای می‌گیریم و موضوع را به کل تکذیب می‌کنیم و اصولا اگر اشتباهی هم شده، در مقام بپذیرش و رفع آن به عمل نمی آییم. حال بحث ما این نیست که این خبر حتما صحیح است و باید آن را قبول کنیم، بلکه موضوع درباره نگاه ما نسبت به اخباری است که درباره نواقصمان در صحنه بین الملل منتشر می‌شود؛ اخباری که افکار عمومی را درگیر می‌کند، ولی هیچ گاه پاسخ قانع کننده نمی‌گیرد.نکته دیگری که در این زمینه وجود دارد و شاید دستگاه دیپلماسی کشورعزیزمان به آن توجه کرده باشد، این که موضع‌گیری رسمی مقام‌های دیپلماسی ایران و پذیرش آن برای وجهه جهانی کشورمان زیبنده نباشد؛ اما شما را ارجاع می دهیم به رخدادای که حدود دو هفته پیش در جریان سفر باراک اوباما به کلمبیا رخ داد، خوش‌گذرانی های شبانه تعدادی ازمحافظان اوباما در یک کلوپ شبانه، سبب گردید تا در میانه سفر، اوباما محافظانش را به آمریکا بازگرداند.

درنهایت با توجه به مطالب فوق انگار این روزها، نگه داشتن وجهه بین‌المللی از راضی نگه داشتن افکار عمومی در کشور برای دوستان محترم مهمتر است، در صورتی که نگه داشتن وجهه داخلی یک نهاد یا مجموعه نظام سیاسی و قانع کردن افکار عمومی درباره کارکرد‌ها و فعالیت‌های آن برای افکار عمومی داخلی، از هر وجهه جهانی دیگر مهمتر وزیبنده تر است!حال کوتاه سخن آن که سؤالي كه در مقابل وزارت خارجه كشورمان بي‌جواب مانده اين است كه آيا حضور اين ديپلمات شخیص در استخر مختلط صحت دارد يا خير؟ اگر جواب مثبت است و با توجه به دو چالش اخیروزارت خارجه یعنی بحث جزایر ایرانی و سیست منفعلانه درقبال بحرین باید گفت آقای صالحی أين أنت....؟


زنگ خطربرای تهران، جنگ روانی مسکو

نویسنده:محسن خبازان

 "روسیه دوست ایران است"!! به نظر می رسد که دیگر وقت آن رسیده این ادبیات کلیشه ای را دور بریزیم.روسیه پوتینی کشوری سرمایه داری است  و دین و دنیای این کشور، سود مادی و منافع خودی است . در اتحاد شوری سابق ، هر از گاهی اصول عقیدتی بر منافع اقتصادی برتری می یافت ؛ولی در روسیه کنونی این حالت کاملا معکوس شده است . کشور سرمایه داری روسیه کنونی به کشورهای در حال توسعه به عنوان « برگ برنده » نگاه می کند تابتواند از موقعیت آن ها برای بهبودی وضعیت خود در نظام جهانی بهره برداری کند .این وضعیت بر ایران به طور کامل منطبق می باشد ؛ زیرا مسکو از تمایل شدید غرب نسبت به ایران به دلیل داشتن موقعیت راهبردی و نفتی کاملا آگاهی دارد .واقعیت امر این است که روسیه در سال های اخیر به حد سرمستی از برگ برنده ایران بهره برداری کرد و اکنون در حال جمع آوری محصول است . روسیه ، هر بار که غرب تلاش می کرد مجازات های جدیدی بر ایران تحمیل کند ، اعلام می کرد که خواستار فروختن سلاح های پیشرفته به ایران است ؛ اما هیشه در آخرین لحظه پا پس می کشید و کشتی ایران را بی یار و یاور در میان موج های سرکش بین المللی تنها می گذاشت .

در زير به برخی ازجنگ های روانی مسکو  علیه ایران اشاره می کنیم :

- دریافت وعده از سوی واشنگتن مبنی بر اجازه یافتن برای ترکتازی در محدودۀ جغرافیایی اتحاد جماهیر شوروی سابق ( گرجستان بهترین نمونه است ) .

- اعتراف واشنگتن مبنی بر این که روسیه ، یک کشور بزرگ در آن منطقه است .

- تسهیلات امریکا برای ادغام روسیه در نهادهای اقتصادی جهانی و دست یافتن به فن آوری های پیشرفته غیر نظامی .

- وعده امریکا به روسیه مبنی بر برخورد با این کشور همانند یک ابر قدرت . ادامه مذاکرات « سالت » بهترین نمونه است .

در مقابل این هدایا و امتيازها ، مسکو نیز بهترین پاسخ ها را داد:

- متوقف ساختن موشک های « اس 300 » . وجود این موشک ها می توانست هرگونه تهاجم هوایی اسرائیل و امریکا(به ايران) را با دشواری های بسیار مواجه سازد .

- متوقف ساختن تکمیل نیروگاه بوشهر .

- همراهی با امریکا و دادن رأی موافق به تحمیل مجازات های جدید بر ضد ایران .

پس از دادن رأی موافق ، برای اولین بار میان روسیه و تهران حمله رسانه ای سختی آغاز شد.

به پرسش اولیه خود باز می گردیم و می گوییم که کودتای روسیه برای امریکا سودی عظیم و برای ایران زیانی عظیم تر بر جای گذاشت .

این تحول جدید باید موجب گردد که در تهران، زنگ ها خطر با قدرت به صدا در آیند، زیرا بیم آن مي رود که ایران در این جنگل پرغوغا ، با وجود گرگ گرسنه آمریکا ، که هیچ گاه از نفت سیراب نمی شود ، و رژیم صهیونیستی  وحشی ، که غریزه خون ریزی در او بیش از حد معمول است ، تنها گذاشته شود .


آقای صالحی آیا می دانید هر عملی عکس العملی دارد؟!

نویسنده:محسن خبازان

در حالی که سرویس بین الملل حزب الله با وارد دانستن انتقاداتی به دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران و خصوصا شخص شخیص آقای صالحی به آنچه که سیاست منفعلانه وزارت خارجه درمورد تحولات بحرین خواندیم،بودیم وانصافا هم تارنماهای متعددی از جمله تارنمای دیپلماسی ایرانی و عصر ایران از این انتقاد و پیشنهاد روزنامه حزب الله مبنی برگزاری کنفرانس دوستان بحرین در تهران استقبال کردند، این روزها هم متاسفانه شاهد دسته گلی دیگر ازآقای صالحی هستیم. بله داستان ادعاهای شیوخ امارات درمورد جزایر سه‌گانه ایرانی خلیج همیشه فارس، حاشیه های وسیع تری به خود گرفته است واین در حالی است که ملت مظلوم ایران منتظر حرکتی جدی از طرف آقای صالحی  (بخوانید وزیرمنفعل امور خارجه ایران) هستند؛ انتظاری که با گذشت تقریبا یک هفته، هنوز تحقق پیدا نکرده است.

اظهارات مغرضانه هفته گذشته وزیر خارجه امارات در محکومیت سفر محمود احمدی نژاد رئیس‌جمهور ایران به جزیره ابوموسی و اظهارات و اقدامات گستاخانه و توهین‌آمیز بعدی مقامات این شیخ نشین، با تحریک احساسات ملی ایرانیان، جوی از نارضایتی عمومی را در میان مردم پدید آورد؛ اما گویا آقای صالحی در همراهی با این جو، چندان موفق نبوده است.

ادعاهای واهی شیوخ اماراتی که از اعتراض به سفر رئیس جمهوری ایران آغاز شد کم کم حاشیه ها گستردهای پیدا کرد و به تلاش برای بین المللی کردن این موضوع از طریق اشاره وزیر خارجه امارات به شورای امنیت و دادگاه داوری بین‌المللی رسید.

از طرفی دیگر، کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس برای حمایت از موضع امارات گرد هم آمدند و سفر دکتر احمدی نژاد را نقض آشکار حاکمیت امارات بر جزایر سه‌گانه خواندند!

حال آقای صالحی در مقابل چه کرد؟!

از وقتی که این سخنان اهانت‌آمیز و بدور از عرف وزیر خارجه امارات مطرح شد، انتظار توده های مردم و محافل تخصصی و سیاسی، این بود که آقای صالحی، دست‌کم سفیر ایران در امارات را فرا بخواند و با احضار سفیر سخیف امارات، مراتب اعتراض ملت ایران را به طور رسمی خدمت این کشور اعلام کند؛ یعنی هر عملی عکس العملی دارد مساوی با آن ودر خلاف جهت آن (دقیقاً کاری که طرف مقابل انجام داد)!

اما واقعا جای تاسف است که وزیر خارجه ما در این موضوع طوری رفتار می‌کند که گویا اصلاً حق با شیوخ امارات است و این کشورایران است که از نظر شواهد تاریخی و بعد سیاسی در موضع ضعفیم.آقای صالحی مطمئن باش که در حافظه تاریخی ملت ایران این سیاست منفعلانه شما ثبت خواهد شد چرا که مردم ایران خواستار کاری جدی و عملیاتی از سوی شخص شخیص شما بودند؛ اما دریغ از حتی یک بیانیه کوچک رسمی و دریغ از یک نطق رسمی هرچند کوچک از سوی شما، پس وای بر ما!!

اوج بزرگواری و فعالیت دلیرانه مسئولین دستگاه دیپلماسی کشور در این زمینه ، نطق سخنانی "امیر عبدالهیان"، معاون عربی و آفریقایی ایران بود که سفر دکتر محمود احمدی نژاد را یک موضوع کاملا داخلی دانسته اند و آن را در چهارچوب یک سفر استانی رئیس‌جمهور بررسی کرده اند؛ پس معنی این موضوع این است که در واقع، شخص آقای صالحی به جای اعتراض شدید و توضیح خواستن از طرف اماراتی، در مقام توضیح دادن درباره موضوعی برآمده که اصلا به کشوری خارجی هیچ ارتباطی ندارد.

حال این جا این سوال مطرح می شود که آیا این اظهارات معاون عربی و آفریقایی وزارت خارجه ایران، جوابی دندان شکن درخورجسارت ها و گستاخی‌های شیوخ اماراتی بود؟؟

هرچند در چند روزگذشته، جسته گریخته اظهارنظرها و حرکت هایی از سوی بعضی شخصیت‌های گوناگون کشور که بعضا ارتباط مستقیمی با دستگاه دیپلماسی کشور نداشتند در اعتراض به اقدامات امارات صورت گرفت،اما جناب آقای صالحی آیا می دانید که موضع رسمی طرف مقابل باید رسمی و از موضع رسمی شناخته شده بین‌المللی، یعنی وزارت امور خارجه ایران پاسخ داده شود؟ واصولا هیچ دستگاه و ارگان دیگری، نمی تواند جایگزین آن باشد؟؟!

جزیره ابوموسی

حال با توجه به این اوضاع و اوصاف آنچه که کاملا مشخص است این است که با کمال تاسف وتسلیت کم کم باید از وزارت فعال خارجه ایران قطع امید کرد و در این راستا به دیگرارگانها و شخصیت‌های رسمی کشور عزیزمان دل ببندیم تا شاید در این ارتباط نیز همچون اصل سفر دکترمحمود احمدی نژاد به ابوموسی که با استقبال سیل آسای مردمی از هر قم و تفکر ی روبه‌رو شد، این بار نیز خود شخص شخیص دکتراحمدی نژاد باید پا پیش بگذارد. آهان البته نا گفته نماند که شنبه صبح وقتی مجلس باز کرد شاید آقای لاریجانی به طور جدی وارد بحث شده و در این ارتباط با ادبیات دشمن شکنانه همیشگی خود بگوید:ما این شیطنت های کودکانه شیوخ اماراتی را محکوم می کنیم!! ولی آیا واقعا ص

رفا این محکوم کردن ها برای ایران کار ساز است؟؟ وآیا شایسته و بایسته نیست که مجلس شورای اسلامی و در راس ان آقای لاریجانی از وزیر فعال خارجه ایران توضیح بخواهد؟؟!!

به هر حال، چیزی که مشخص است این است که مردم مظلوم ایران خواستار حرکتی بسیار بزرگتر از آنچه تا الان انجام گرفته هستند. مردم ایران همیشه نشان داده‌اند، حاضرند از جان ومال خود بگذرند، ولی سانتی متری از خاک کشورشان را به تصرف بیگانگان نسپارند. لذا ا

ز همین رسانه گویا و بی پروا حزب الله ایران فریاد می زنیم آقایان لطفا یک نفر ازدستگاه دیپلماسی کشور همت گمارد و این مسئله را به شیوخ اماراتی تفهیم کند بازی با خاک پدری ایرانیان با غیرت بسی خطرناک تراز بازی با دم شیر است!!!!



اردوغان دایه دلسوزتر از آمریکا برای قطر

نویسنده: محسن خبازان
همسر اردوغان و همسر ایرانی امیر قطر در آغوش هم!+عکس
 موضوعی که این روزها در قبال ترکیه مطرح است همسو و همراهی اردوغان با سياستهاي آمريكا برای سرنگوني دولت بشاراسد است و براي رسيدن به اين هدف از هيچ كاري فروگذاری نمی کند. با توجه به پيروزي‌هايي كه در كشورهاي اسلامي پس از خيزش‌هاي مردمي صورت گرفت، مي‌توان پيش بيني كرد كه نسيم اين خيزش‌ها به ديگر كشورهاي منطقه كه همراه با سياستهاي آمريكا هستند از جمله ترکیه خواهد وزيد و همان توفاني كه در تونس ، مصر ، يمن ولیبی به راه افتاد ترکیه را نيز در خواهد نورديد.حال در این برحه زمانی در خبرها داشتیم که "رجب طیب اردوغان"، نخست وزیر ترکیه شامگاه پنج‌شنبه به قطر سفر کرده است.
سفرحراس گونه اردوغان به قطر پس از انتشار اخباری در رسانه‌های عربی مبنی بر کودتای نافرجام علیه امیر قطر صورت می‌گیرد. انگیزه سفر اردوغان به قطر شرکت در نشست "تجارت و توسعه سازمان ملل" و گفتگو با مقام‌های قطری درباره تحولات سوریه بیان شده است، چرا که روابط سیاسی ترکیه و قطر در پی تحولات اخیر سوریه گسترش قابل توجهی یافته است.
 اما این در حالی است که مقامات ارشد تركيه با اقداماتي كه در منطقه انجام مي‌دهند، در واقع مردم كشورشان را عليه خود مي‌شورانند. در حال حاضر افكار عمومي جهان به ويژه منطقه پس از گذشت يكسال از تحولات سوريه به اين امر واقف شده‌اند كه تحولات سوريه از جنس خيزش‌هاي اسلامي نبوده و تنها عامل آن دخالتهاي خارجي ازجمله آمريكا، انگليس، تركيه، قطر و عربستان باعث اين ناآرامي‌ها در اين كشور شده است. 
اگر پيش از اين تصور بر اين بود كه تحولات سوريه نيز همانند ديگر كشورهاي اسلامي منطقه است، اما اكنون شاهد آن هستيم كه مردم كشورهاي منطقه علاوه بر حمايت از ادامه اصلاحات، دخالتهاي كشورهاي خارجي در امور داخلي سوريه را عامل اصلي اتفاقات اين كشور مي‌دانند و متوجه شده‌اند كه مردم سوريه نيز آنگونه كه تبليغ مي‌شود مخالف دولت خود نيستند. پس از سفر اردوغان به تهران و حالا سفر حراس گونه وی به قطر اين گونه به نظر می آید که تركيه در قبال مسائل منطقه به ويژه سوريه تغيير مواضع داشته است،و با این سفر اردوغان به قطر کاملا مشخص شد که وی با اجرا کردن نقشه ها و خواسته های واشنگتن مواضع تندتري را عليه سوريه دنبال می کند. اكنون با تاكيد رهبري در حمايت از سوريه و با توجه به بيانات چند سال پيش ايشان كه در ديدار بشار اسد عنوان كردند كه سوريه عمق استراتژيك جمهوري اسلامي ايران است، بايد در انتظار تحولات ويژه‌اي در برخي كشورهاي منطقه از جمله تركيه، قطر، عربستان و... باشيم. 
شایان ذکراست در اين تحولات بازنده قطعي كشورهايي خواهند بود كه همسو با سياستهاي آمريكا و رژيم صهيونيستي حركت مي‌كنند.


آقای صالحی چرا کنفرانس دوستان بحرین نه؟!

نویسنده: محسن خبازان

دیپلماسی ایرانی: تحولات زنجیروار خاورمیانه و شمال آفریقا وقتی به بحرین و سوریه رسید، تاثیر مستقیم و محسوس تری بر ایران گذاشت. قدرت یابی ایران در قبال تغییرات نو خاورمیانه بر ترس های برخی رژیم های عرب منطقه و حامیان غربی ایشان افزود و آنها را به تلاشی مضاعف برای منزوی کردن جمهوری اسلامی در منطقه واداشت.

تا پیش از آن قطار تحریم ها و فشارهای بین المللی بر ایران، روندی باصطلاح گام به گام داشت ولی در یک سال اخیر و به موازات تکانه های شدید خاورمیانه، بیم قدرت گیری و تبدیل شدن ایران به یکی از قطب های منطقه بیشتر شده و دسیسه ها و طرح های غربی و عربی هم برای به تنگنا بردن ایران بیش از گذشته نمود پیدا کرده است.

برخی رژیم های عربی، ایران را به دست داشتن در امور داخلی بحرین و سمت دادن به اعتراضات شیعی در این کشور متهم کردند. ایران نیز کشورهای عربی و منطقه ای را به دخالت در امور سوریه متهم کرد و وقایع داخلی این کشور را واجد نسخه ای غیر سوری دانست.

پس از برگزاری چند نشست با حضور گروه های اپوزیسیون سوریه در ترکیه و تونس، شدت مخالفت ها و اعتراض ها در سوریه و حمایت از مخالفان افزایش یافت. در این نشست ها نمایندگان کشورهایی حضور داشتند که خود را حامی مردم سوریه و مخالف بشار اسد می خواندند و اعلام می کردند که از هیچ تلاشی برای کمک به معترضان داخلی و خارجی اسد فروگذار نمی کنند.

این دست گردهمایی ها با واکنش ایران همراه بود، تا جایی که حتی به مجادله ای لفظی بین نخست وزیر ترکیه و مقام های ایران انجامید و دو طرف یکدیگر را با الفاظی تند و عتاب آلود خطاب کردند. متعاقب برپایی گردهمایی گروه های اپوزیسیون در ترکیه، از سوریه نیز خبر رسید که حکومت این کشور قصد دارد برای مقابله با چنین رویکرد سیاسی، روشی مشابه اتخاذ کند تا توطئه ها را به خود این کشورها برگرداند. سوریه اعلام کرد که می خواهد شخصیت ها و گروه های مخالف عربستان سعودی را دور هم جمع کند و فضای لازم را برای ساماندهی ایشان فراهم آورد.

به تازگی یک تارنمای اصولگرای کشورمان نیز به مسئولان سیاست خارجه پیشنهاد کرده است که همین ابتکار را در پیش بگیرد و زمینه برگزاری نشست مخالفان حکومت بحرین را در تهران فراهم کند.

تارنمای موعظه در مطلبی انتقادی خطاب به مسئولان دستگاه دیپلماسی کشورمان نوشته است: دولتی که ادعای سیاست خارجی تهاجمی و راهبرد «تعامل سازنده» در عرصه روابط بین‌الملل داشت و قرار بود «عزت، حکمت و مصلحت» را الگوی فعالیت دیپلماتیک خود قرار دهد، به جز احضار سفیر عربستان و بحرین و ابراز نگرانی، چه کار چشمگیری برای جلب افکار عمومی بین‌المللی نسبت به تحولات بحرین انجام داده است؟ وزیر خارجه به چند کشور منطقه برای حل مشکل بحرین سفر کرده است؟ آقای احمدی نژاد با چند همتای خود در این زمینه تلفنی گفتگو کرده است؟

نویسنده این مطلب در ادامه می گوید: ترکیه در هفته‌ای که گذشت میزبانی بیش از هفتاد کشور را با نام کنفرانس «دوستان سوریه» برگزار کرد که نتیجه آن شناسایی «شورای مقاومت مردمی» سوریه به عنوان نماینده مشروع این کشور و توافق برای فرستادن کمک‌های مالی و اطلاعاتی به مخالفین اسد بود. اما چه خبر از «دوستان بحرین»؟ دولتمردان ما که می‌گویند نیمی از دولت‌های دنیا پشت سر ما قرار دارند و نیمه دیگر هم مردمشان با ما همدلند، پس از محکوم کردن سیاست‌های ترکیه، چه اقدامی برای حل بحران بحرین کرده‌اند؟ آیا دیپلمات‌ها برای برگزاری کنفرانسی متشکل از دوستان بحرین مشغول رایزنی هستند؟

نویسنده تاکید می کند که ابتکار ایران در برگزاری کنفرانس دوستان بحرین، نه تنها می‌تواند نور امیدی بر دل مردم این کشور بتاباند، بلکه برای کشورمان نیز خالی از لطف نیست. به نوشته این وبلاگ نویس، نمایش دیپلماسی فعال در سطح منطقه ای و جهانی، آشکار ساختن چهره‌های دورو در برخورد با حوادث مشابه، شکستن تصویرسازی رسانه‌ها از منزوی شدن ایران و جلب نظر ملت‌های عرب منطقه که چشم به تحولات برادران هم کیش و هم‌زبان خود دارند، بدیهی ترین اثرات چنین کاری می‌تواند باشد.