اتفاقاتي كه در طول 9 ماه گذشته در منطقه خاورميانه افتاده است بدون شك برخلاف مسيري بود كه صهيونيست جهاني سالها براي آن برنامه ريزي كرده بود.

قيام هاي مردمي كشورهاي عربي هرچند در تضعيف رژيم غاصب صهيونيستي نقش اساسي داشته است اما براي پايان دادن به عمر اين اشغالگران ، چند كشور مي توانند نقش آفريني تعيين كننده اي داشته باشند.

همانطور كه در نقشه مي بينيد كشور فلسطين در همسايگي خود كشورهاي مصر ، اردن ، سوريه و لبنان را دارد كه ذكر چند نكته مي تواند به  اهميت به ثمر نشستن قيام هاي مردمي در اين كشورها كمك كند.

فلسطين ، نقطه اتصال قاره ها

سرزمين فلسطين به لحاظ جغرافيايي در نقطه اتصال 3 قاره ي آسيا ، اروپا و افريقا واقع شده است و همين موضوع سبب شد تا بسياري از مأموريت ها در اين منطقه قابليت اجرايي داشته باشد. حتي ما مي بينيم كه بسياري از پيامبران الهي در اين سرزمين به رسالت برانگيخته شدند چراكه از اين مكان به دليل تردد زياد كاروان هاي تجاري به اقصي نقاط جهان ، پيام رسالت راحت تر به سراسر جهان مخابره مي شد. لذا به نوعي منطقه اي بي نظير و داراي فرصت هاي بسيار است. شايد همين استدلال ها باعث شده تا صهيونيست ها به هزار بهانه ي بافته شده پا به اين كشور نهادند.

لذا آزادي فلسطين براي اسلام از اهميت بالايي برخوردار است و در صورتي كه اسلام حاكميت آن را بر عهده بگيرد مي تواند نبض دنيا را در دست داشته باشد.

لبنان و سوريه ، دژهاي مستحكم

باز هم از روي نقشه كاملا مشخص است كه لبنان و سوريه مسيرهاي  ارتباطي خشكي از فلسطين به اروپا هستند و لذا صهيونيست ها نسبت به اين دو سرزمين نيز چشم ويژه اي دوخته اند و حتي سالها جنوب لبنان را در تصرف داشتند و پس از آزادي آن نيز يك جنگ 33 روزه تمام عيار را عليه حزب الله به راه انداختند چراكه نقطه اتكا اسلام در آن منطقه حزب الله است.

سوريه هم با هر هدف و نيتي تا به اينجا نقش موثري در تشكيل حلقه مقاومت عليه نفوذ و سيطره اسرائيل در منطقه داشته و البته چوبش را هم خورده است. همين فتنه اخيري كه در سوريه اتفاق افتاده و ورود عمّال صهيونيستي در اقدامات مسلحانه و جنگ رواني عليه دولت بشار اسد به خوبي بيانگر حقد و كينه هاي اسرائيل از آنهاست.

بنابراين اتفاقات سياسي در لبنان و سوريه براي جبهه اسلام اهميت به سزايي دارد. فعاليت هاي گروه 14 مارس در لبنان و فتنه دادگاه ترور رفيق حريري فقط در راستاي پياده شدن سياست هاي اسرائيل و امريكا در لبنان براي تضعيف حزب الله و در نهايت تضعيف حلقه مقاومت بود كه تا به اينجا با هوشياري مردم لبنان و درايت سيدحسن نصرالله ناكام مانده است اما نبايد فراموش كنيم كه در هر انتخاباتي امكان سربرآوردن غده 14 مارس وجود دارد.  لزوم وحدت بين اديان براي تقابل با اسرائيل با توجه به پراكندگي اديان از مسيحيت تا تشيع هم در لبنان بسیار ضروری به نظر می رسد.

در سوريه هم به همين شكل است. هوشياري مردم نسبت به اتفاقات اين كشور تعيين كننده است. امري كه تا به حال وجود داشته و دولت اسد همچنان پابرجاست. اما اگر اسد مي خواهد همچنان مورد تاييد باشد بايد رضايت اكثريت مردم كشورش را با اصلاحات سياسي مناسب به دست آورد تا بهانه اي براي فتنه انگيزي ندهد.

مصر ، همسايه اي قدرتمند

مصر در جنوب غربي فلسطين و همسايه غزه به شمار مي رود. اين كشور به لحاظ تاريخي ، سياسي و اقتصادي از كشورهاي طراز اول جهان عرب محسوب مي شود. پس از حسني نامبارك در صورتي كه در انتخابات آينده ، اسلام گراها حاكميت را در اختيار بگيرند ( كه انتظار هم مي رود چنين باشد ) ، رژيم صهيونيستي ضمن از دست دادن متحدي بزرگ ، قدرت اسلام را از جنوب هم احساس خواهد كرد. تسخير سفارت اسرائيل در قاهره و به آتش كشيدن لوله هاي انتقال گاز از مصر به فلسطين اشغالي اصلا نشانه هاي خوبي براي آينده اسرائيل نيستند. بدون شك با قدرت گرفتن اسلام در مصر و آغاز تعاملات ايران با اين كشور ، اسرائيل در ديوارهاي خودساخته محبوس تر مي شود. به همين خاطر است كه آنها دست از سر انقلاب مصري ها بر نمي دارند و به دنبال ايجاد تنش ديني و مذهبي در اين كشورند ولي با توجه به عمق بيداري اسلامي در مصر ، بعيد به نظر مي رسد كه بتوانند آن را متوقف كنند.

اردن ، مرزدار بزرگ فلسطين

اردن طولاني ترين مرزها را با فلسطين دارد. ارتباط تنگاتنگ و نزديك عبدالله پادشاه اين كشور به اسرائيل هم ، مطمئنا خدمت بزرگي به صهيونيست هاست چرا كه خيال آنها از بابت مرزهاي شرقي را راحت مي كند.

حال با توجه به اين هم مرزي ، اهميت حضور در صحنه مسلمانان اردني در انقلاب عليه پادشاه مزدوري مانند عبدالله دوم ، نمايان مي شود. بطوريكه مي توان گفت اگر اردني ها همانند مصري ها و بحريني ها و يمني ها و ... به انقلاب خود ادامه دهند و از اهداف خود كوتاه نيايند و تا تشكيل دولت اسلامي پيش روند مي توانند اسرائيل را از جهات مختلف به محاصره اسلام درآورند. اما ...

اما مسلم است كه استكبار جهاني در برابر اردن كوتاه نخواهد آمد و اين تنها شانس باقي مانده خود را به راحتي رها نمي كند و يقينا با چنگ و دندان از آن دفاع مي كند. لذا انقلاب اردني ها بايد پررنگ و با حضور همه جانبه مردم ادامه يابد چون اگر همه مردم يك حرف را فرياد بزنند ، حكومت پادشاهي چاره اي جز رفتن ندارد.

البته با قوت گرفتن انقلاب در اردن ، احتمال دخالت نظامي ناتو در اين كشور هم مي رود. لذا تحركات سياسي در اين كشور بايد با حساسيت بيشتري دنبال شود.

در پايان

با كنار هم گذاشتن همه اين شرايط ، مي توان نتيجه گرفت كه ديگر ، ملت هاي منطقه ، اسرائيل و امريكا را نمي خواهند و فقط اين حاكمان اند كه مقاومت مي كنند و اگر همين مسير ادامه يابد بايد تكليف اسرائيل به نحوي مشخص شود كه آن را هم حضرت امام خامنه اي به بهترين شكل بيان كردند. ايشان در بیاناتشان در پنجمین اجلاس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین اينطور فرمودند كه : «طرح جمهوری اسلامی برای حلّ قضیه‌ی فلسطین و التیام این زخم كهنه ، طرحی روشن ، منطقی و منطبق بر معارف سیاسی پذیرفته شده‌ی افكار عمومی جهانی است كه قبلاً به تفصیل ارائه شده است . ما نه جنگ كلاسیك ارتشهای كشورهای اسلامی را پیشنهاد میكنیم ، و نه به دریا ریختن یهودیان مهاجر را ، و نه البته حكمیّت سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین‌‌المللی را . ما همه پرسی از ملت فلسطین را پیشنهاد میكنیم . ملت فلسطین نیز مانند هر ملت دیگر حق دارد سرنوشت خود را تعیین كند و نظام حاكم بر كشورش را برگزیند . همه‌ی مردم اصلی فلسطین از مسلمان و مسیحی و یهودی ـ نه مهاجران بیگانه ـ در هر جا هستند ؛ در داخل فلسطین ، در اردوگاهها و در هر نقطه‌ی دیگر ، در یك همه پرسی عمومی و منضبط ، شركت كنند و نظام آینده‌ی فلسطین را تعیین كنند . آن نظام و دولت برآمده از آن پس از استقرار ، تكلیف مهاجران غیر فلسطینی را كه در سالیان گذشته به این كشور كوچ كرده‌اند ، معین خواهد كرد . این یك طرح عادلانه و منطقی است كه افكار عمومی جهانی آن را به درستی درك میكند و میتواند از حمایت ملتها و دولتهای مستقل برخوردار شود .»

بنابراین اسرائيل چاره اي ندارد جز اينكه از همین حالا و حتی تا پیش از برگزاری آن همه پرسی از طریق درياي مديترانه پا به فرار بگذارد و براي هميشه سرزمين مقدس فلسطين را ترك كند. إن شاءالله